زندگینامه سردار شهید تهرانی مقدم

خرید بک لینک
ضويت در سپاه پاسدران؛ تيرماه 1359

تهراني مقدم در 21 سالگي و در ابتداي شكلگيري رسمي ، به عنوان مسئول اطلاعات منطقهی 3 سپاه شمال، مشغول به فعاليت شد و تا 59/7/31 در اين سمت باقي ماند. در زمان بروز ناآراميها در نقاط مرزي كه مهمترين آنها حوادث تجزيهطلبانه در كردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقويت صبغه نظامي كرد.

با اين رويكرد تا شهريور 1359 كه كشور در آستانه هجوم رژيم بعث عراق قرار گرفت، حداكثر توان رزمي سپاه، تعداد معدودي گردانهاي رزمي بود كه با روشهاي چريكي وغير كلاسيك، درگير مبارزه با اشرار وضد انقلابيون مسلح در كردستان شدند.

سنگينترين سلاحي كه در آن دوران در اختيار سپاه بود، تعدادي خمپارهانداز و آرپيجي و تيربار بود، در حالي كه در همين وضعيت، ضد انقلابيون در كردستان، حتي به توپخانه نيز مجهز بودند.

شايد آمار كل سلاحهاي سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ G3 ، كلت، آر پيجي و دهها قبضه خمپارهانداز تجاوز نميكرد.

اعلام رسمي قصد ترور شهيد تهرانيمقدم در راديوي منافقين

محمد تهرانيمقدم(برادر شهيد) درباره تهديد كردن شهيد حاج حسن تهرانيمقدم از سوي منافقين ميگويد: « بردارم چند بار از جانب گروهك تروريستي منافقین تهدید شد به دلیل آنکه موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما میزنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و میخواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند».

جرقههاي شكلگيري توپخانه سپاه؛ 1359

بعد از عمليات ثامنالائمه كه منجر به رفع محاصره آبادان شد، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، يك آتشبار توپخانه 155 ميليمتري كششي بود كه از جانب دشمن در شمال آبادان، بين دارخوين و پل مارد مستقر بود.

اين آتشبار توپخانه بلافاصله تعمير و عملياتي شد و در همان منطقه، عليه دشمن به كار گرفته شد. سه ماه بعد در عمليات فتح بستان، مجددا يك گردان توپخانه 130 ميليمتري و يك آتشبار 105 ميليمتري پرتغالي ارتش عراق از سوي رزمندگان تيپ 14 امام حسين(ع) اصفهان به غنيمت گرفته شد كه اين گردان به دستور حسين خرازي(فرمانده تيپ) سازماندهي شده و در عمليات فتحالمبين در پشتيباني از گردانهاي مانوري بسيجي مبادرت به اجراي آتش كرد.
اين دو اتفاق، مبدا شكلگيري توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است.

شهادت برادر؛عاشوراي 59

علی تهرانیمقدم، ظهر عاشورای سال 59 در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.

مسئوليت تطبيق آتش خمپارهاي سپاه در قرارگاه كربلا در عمليات طريقالقدس؛ آذر 1360

حاج حسن بعد از عمليات ثامنالائمه، متوجه ضعف آتش پشتيباني خودي مستقر در خطوط مقدم جنگ شد،. مدتها روي اين موضوع فكر كرد و سرانجام در پاييز 1360 طرح ساماندهي آتش پشتيباني (خمپارهاندازها) را به صورت سنجيده و مدون تقديم حسن باقري كرد.

نامه را محسن رضايي(فرمانده وقت كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي) امضا كرد و تحويل حسن باقري داد و حسن باقري آن را به حسن مقدم داد.

حاج حسن نامه تايپ شده را خواند و ديد طرح خودش درباره ساماندهي خمپارهاندازها به منظور پشتيباني از نيروهاي پياده است.

در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهههاي جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتيبانيكننده آتشهاي خمپارهاي سپاه معرفي ميشوند؛ لازم است با او همكاري كنيد».

تاسيس توپخانه سپاه؛ 1361

شهيد حسن تهرانيمقدم اين اتفاق را اينگونه روايت ميكند: «عمليات فتحالمبين تمام شد. من در سپاه شوش وقتي گزارش را به آقا رشيد ميدادم، ديدم آقا رشيد باخنده ميگويد«مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهي كن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشيد ما داريم خمپاره را سازماندهي ميكنيم. در عمليات فتحالمبين (اگر اشتباه نكنم)148 قبضه انواع توپهاي روسي به غنيمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه 9 تيپ داشت. قرار شد برويم آن توپها را بياوريم و سازماندهي كنيم. شهيد بزرگوار حسن شفيعزاده اولين نفري بودكه رفتم دنبالش. بعد از عمليات فتحالمبين از تيپالمهدي شوش آوردمش پيش خودم و آقاي محمد آقايي كه از مسئولين توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهيد ناهيدي. اين بچههاي نخبه باهوش را جمع كرديم و توپخانه سپاه راتشكيل داديم».

روايت برادر شهيد از شكلگيري توپخانه سپاه پاسداران

برخی دوستان زمانی که شنیدند یک جوان متعهد به عنوان فرمانده توپخانه انتخاب شده، خندیدند و برخی هم به تمسخر گرفتند و گفتند که نه توپی وجود دارد و نه توپخانهای، اما برای توپخانه فرمانده گذاشتهاند! اخوی ما همان موقع گفت توپهای ما آن طرف است و اشاره کرد به نیروهای صدامی. چند روز بعد عملیاتی شکل گرفت که با انجام موفقیتآمیز آن، موفق شدند یک گردان توپخانه ارتش رژیم صدام را به غنیمت بگیرند و با همین توپهای غنیمتی، توپخانه سپاه شکل گرفت. ایشان در همان زمان موفق شد سازمان توپخانه را پایهریزی کند.

راهاندازي مركز تحقيقات فني توپخانه در اهواز؛ 1361

شهيد تهراني مقدم از راهاندازي اين مركز اينگونه ياد ميكند: «در آن زمان توپهاي غنيمتي ما 156 قبضه بود كه همه آنها در دشت عباس و چناله به غنيمت گرفته شده بودند. ما برادران ارتشي را براي آموزش اين توپها دعوت كرديم كه يك تيم از توپخانه ارتش براي ما اعزام شد و وقتي توپها را ديدند گفتند اين توپها روسي هستند و آموزشي كه ما ديدهايم توپهاي آمريكايي بوده و كاربرد اين توپها را نميدانيم. ما ميخواستيم از اين توپها در عمليات بيتالمقدس استفاده كنيم ولي هيچ آموزشي نديده بوديم. توپهاي زيادي با مهمات خوبي داشتيم ولي براي ما كارآمد نبودند. برادر بهمن چيرهدست به دليل تخصصي كه داشتند، توپها را راهاندازي كردند و مركز تعمير و نگهداري توپخانه راهاندازي شد و توپها راهي عمليات شدند. دومين نفري كه به ياري ما شتافت، شهيد ناهيدي بود كه آموزشهاي لازم را خيلي با حوصله براي استفاده از وسايل غنيمت گرفته شده مثل ترتيلهاي فلزي، دوربينهاي پاكدو و تجهيزات نشانهروي به ما دادند».

آغاز زندگي مشترك؛ 1361

پدر حاج حسن (محمود تهرانيمقدم) در سال 1361 از دنيا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده، زندگي مشترك را آغاز كرد.

راهاندازي فرماندهي موشك سپاه؛ آبان 1362

روايت سردار زهدي:«آبان سال 1362 به برادر حسن تهرانيمقدم كه صاحب ايدههاي بزرگي در اين زمينه بود، ماموريت راهاندازي و سازماندهي "فرماندهي موشكي زمين به زمين سپاه" محول شد».

شليك توپ به سمت بصره؛ بهمن 1362

حضرت امام(ره) با مقابله به مثل حملات موشكي عراق موافقت كردند.

جمهوري اسلامي ايران در آن زمان فاقد سامانه موشكي بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانهاي صورت ميگرفت.

در جلسهاي كه سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشت، قرار شد شهر بصره با توپهاي 130 ميليمتري كه حداكثر برد آنها 28 تا 30 كيلومتر بود، مورد حمله توپخانهاي قرار گيرد.

شليك اولين موشك به سمت عراق؛اسفند 1363

21 اسفندماه 1363 اولين موشك ايران به كركوك شليك شد.

دومين موشك هم در بامداد 1364/12/23 به بانك 18 طبقه رافدين بغداد اصابت كرد و موشك بعدي در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقي را به هلاكت رساند.

روايت سردار زهدي از اين اتفاق به اين شكل است: «وقتي كه بنا شد اولين موشك را خود برادران سپاه به سمت بغداد شليك كنند، با هم به كرمانشاه رفتيم. مقدمات كار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتيم. مرحوم شهيد مقدم پيشنهاد كرد اول دعاي توسل بخوانيم و بعد از دعا به زبان فارسي با خدا صحبت كرد و گفت: «خدايا ما نميخواهيم مردم عراق را بكشيم. ما ميخواهيم نظاميان را از بين ببريم كه هم ما و هم عراقيها را ميكُشند. خدايا اين موشك را به باشگاه افسران بزن». موشك شليك شد و همه پاي راديو نشستيم. پس از چند دقيقه راديو بيبيسي اعلام كرد "يك موشك، باشگاه افسران بغداد را منهدم كرده و تعداد زيادي از افراد حاضر در آن كشته شدهاند". من پيشاني شهيد مقدم را بوسيدم و گفتم اين به هدف خوردن موشك نتيجه اخلاص و پاكي تو بود».

انتصاب به عنوان فرمانده موشكي نيروي هوايي سپاه؛ شهريور 1364

پس از صدور فرمان تاريخ امام (ره) مبني بر تشكيل نيروهاي سه گانه سپاه پاسداران، شهيد مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهي موشكي نيروي هوايي سپاه منصوب شد.

روايت محسن رضايي از اين ماجرا بدين ترتيب است: «جنگ شهرها كه آغاز شد، صدام به شدت شهرهاي ما را با موشك و بمباران هوايي مورد حمله قرار ميداد و فشار خيلي زيادي روي ما ميآمد. من يك روز برادر محسن رفيقدوست را كه مسئول لجستيك سپاه بود خواستم و گفتم ما چارهاي نداريم جز اينكه جواب موشكها را با موشك بدهيم، لذا ايشان را فرستاديم سوريه و ليبي و در آخر جنگ هم كره شمالي. بعد ديدم بايد ساماندهي موشكها را خودمان انجام دهيم. بعد از مشورت با برادران رشيد، صفوي و شمخاني به اين نتيجه رسيدم كه فرد مناسب براي اين كار حسن تهراني است. ايشان را فراخوانديم و گفتيم توپخانه را بسپار به شفيعزاده و خودت با تيمي از دوستانت يگان موشكي را تشكيل دهيد. ايشان كمي به من نگاه كرد و چيزي نگفت. بعدها برادر جعفري مسئول زرهي سپاه به من گفت در سوريه كه بوديم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تيپ موشكي تشكيل بدهم. توپخانه را ميشد كاري كرد، ولي موشكها خيلي پيچيدهاند. به هر حال بايد با توكل اين كار را انجام دهيم».

گزیده ای از سخنان پدر موشکی ایران...

ما را در سایت گزیده ای از سخنان پدر موشکی ایران دنبال می‌کنید

برچسب: زندگینامه, نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 1:17

صفحه بندی